لغت: مقزز
حالت تهوع نسبت به غذاي بد مزه , کسل کننده , بطور زننده احساساتي"
"مر#
اموزاندن , اموختن به , راهنمايي کردن , تعليم دادن(به) , ياد دادن (به) , ترتيب دادن , مقدر کردن , وضع کردن , امر کردن , فرمان دادن